۱۴۰۵.۰۶.۲۴

در چهل‌وسومین نشست اندیشکده ادبیات پایداری، نقش شعر و ادبیات مقاومت در ایستادگی برابر استبداد، تحریف واقعیت و فراموشی بررسی شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، چهل‌وسومین نشست اندیشکده ادبیات پایداری با عنوان «صدای شمال جهانی»، با محوریت تحلیل و بررسی ادبیات مقاومت در ایالات متحده آمریکا در قرن بیست‌ویکم، صبح روز سه‌شنبه ۲۴ شهریورماه در سالن صفارزاده حوزه هنری برگزار شد.

در این نشست، محسن راهجردی، مترجم و پژوهشگر، به ارائه و بررسی مقاله پژوهشی «نظریه گواهی‌دهی همبسته؛ صدای شمال جهانی: سیری در ادبیات مقاومت آمریکا در سده ۲۱» پرداخت و درباره نقش شعر و ادبیات در مواجهه با نژادپرستی، مهاجرت، جنگ، بحران اقلیمی، سرکوب سیاسی و تهدیدهای مردم‌سالاری در ایالات متحده آمریکا سخن گفت.

راهجردی در ابتدای سخنان خود با تأکید بر پیوند ادبیات با مسائل روز جامعه اظهار کرد: هیچ پژوهش یا عملی در حوزه ادبیات، جدا از آنچه در اینجا و اکنون ما می‌گذرد، محل اهمیت نیست. دشمن در پی از بین بردن سبک زندگی ماست و آنچه ما با آن درگیر هستیم، دفاع از این سبک زندگی است.

وی افزود: برخی مهارت‌ها با دفاع و نجات انسان سروکار دارند؛ مانند مهارت‌هایی که پزشکان به کار می‌برند و بسیار ارزشمند هستند. مهارت‌های دیگری نیز وجود دارند که هرکدام در جای خود خدمت بزرگی به انسان‌ها و جوامع انسانی می‌کنند. مهارت ادبیات نیز اگر نتواند از سبک زندگی یک ملت دفاع و آن را پایدار و ترویج کند، به کار دیگری نمی‌آید.

شعر چگونه به ابزار مقاومت در برابر استبداد و تحریف تبدیل می‌شود؟

تبدیل تجربه فردی به گواهی عمومی

راهجردی در ادامه با معرفی مقاله «نظریه گواهی‌دهی همبسته» گفت: این پژوهش به بررسی مجموعه‌های شعر منتشرشده در سه دهه نخست قرن بیست‌ویکم می‌پردازد و ادبیات مقاومت را تنها واکنشی هنری به رویدادهای سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را عرصه‌ای برای ثبت حافظه، مقابله با روایت‌های رسمی و بازسازی تخیل جمعی معرفی می‌کند.

وی با اشاره به مفهوم «گواهی‌دهی همبسته» توضیح داد: در این مفهوم، تجربه فردی در شعر به گواهی عمومی تبدیل می‌شود، گواهی عمومی شکل «پادبایگانی» پیدا می‌کند و پادبایگانی در نهایت می‌تواند به همبستگی سیاسی و اجتماعی منجر شود.

این پژوهشگر افزود: این مسئله به‌ویژه در عصر «اخبار جعلی»، «واقعیت‌های جایگزین» و «پساحقیقت» اهمیت پیدا می‌کند؛ چراکه ادبیات می‌تواند در برابر تحریف واقعیت و تمامیت‌خواهی نظام‌مند ایستادگی کند.

شعر مقاومت و بازتعریف عدالت

راهجردی با بیان اینکه شعر مقاومت معاصر آمریکا از موضوعات تک‌محوری عبور کرده است، گفت: در این آثار، موضوعاتی مانند نژاد، مهاجرت، جنسیت، بدن، جنگ، اقلیم و بحران مردم‌سالاری در ارتباط با یکدیگر بررسی می‌شوند.

وی ادامه داد: از این منظر، شعر فقط زبان اعتراض نیست، بلکه ابزاری برای بازتعریف عدالت، کرامت انسانی و امکان زیستن مشترک است.

از کلود مک‌کی تا ادبیات مقاومت معاصر آمریکا

راهجردی در ادامه سخنان خود به ریشه‌های تاریخی ادبیات مقاومت در آمریکا اشاره کرد و گفت: برای توضیح این ریشه‌ها در مقاله، به شعر مشهور «حالا که باید مرد» اثر کلود مک‌کی بازگشته‌ام؛ شعری که در واکنش به خشونت‌های نژادی موسوم به «تابستان سرخ» سال ۱۹۱۹ سروده شد.

وی افزود: مک‌کی با استفاده از قالب سنتی سونت شکسپیری، پیامی انقلابی و ضدنژادپرستانه را در قالبی کلاسیک بیان می‌کند. در این شعر، تقابل میان مرگ تحقیرآمیز و مرگ شرافتمندانه، قربانی‌بودن و کنشگری و همچنین انزوا و همبستگی، به محورهای اصلی مقاومت تبدیل می‌شوند.

این پژوهشگر تصریح کرد: شعر مک‌کی از محدوده تاریخی خود فراتر رفته و به سرودی جهانی برای ایستادگی در برابر ظلم تبدیل شده است. پیام اصلی این شعر آن است که حتی در شرایطی که پیروزی قطعی نیست، انسان می‌تواند با انتخاب شیوه ایستادن و زیستن، کرامت خود را حفظ کند.

شعر در برابر استبداد

راهجردی در بخش دیگری از سخنان خود به مجموعه‌های شعری منتشرشده در واکنش به فضای سیاسی آمریکا، به‌ویژه دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، اشاره کرد و گفت: مجموعه‌هایی مانند «استبداد! شاعران مین، سقوط مردم‌سالاری آمریکا را محکوم می‌کنند»، «تسجیل مخالفت: شعر اعتراض در دوران استبداد» و «آنچه به آن چنگ می‌زنیم؛ شعرهایی درباره مدارا، ارتباط و استمرار» نمونه‌هایی از کنش جمعی شاعران در این دوره هستند.

وی ادامه داد: این مجموعه‌ها نشان می‌دهند که شعر اعتراضی الزاماً به شعار سیاسی مستقیم محدود نمی‌شود. برخی اشعار خشم و اعتراض خود را آشکار بیان می‌کنند و برخی دیگر از مسیر سوگ، اضطراب، فرسودگی، شرم، عشق و تلاش برای ادامه دادن به مقاومت پیش می‌روند.

راهجردی افزود: در این نگاه، مراقبت از پیوندهای انسانی و حفظ حساسیت اخلاقی نیز می‌تواند شکلی از مقاومت در برابر استبداد باشد.

شعر چگونه به ابزار مقاومت در برابر استبداد و تحریف تبدیل می‌شود؟

آیا دانستن تاریخ بدون اقدام کافی است؟

وی در ادامه به شعر «آموختن درباره نازی‌ها در دبیرستان» اثر بارتولومیو بارکر اشاره کرد و گفت: راوی این شعر در دوران جوانی خود را قهرمانی می‌پنداشته که در برابر فاشیسم مقاومت می‌کند، اما در زمان حال اعتراف می‌کند که تنها طومار امضا می‌کند، نامه می‌نویسد و گاهی رأی می‌دهد.

این پژوهشگر افزود: پایان شعر با جمله «اکنون می‌دانم و شرمنده‌ام»، مخاطب را با یک پرسش اخلاقی مواجه می‌کند و آن اینکه آیا دانستن تاریخ، بدون اقدام در زمان حال، کافی است؟

مقاومت از درون ساختار قدرت

راهجردی همچنین با اشاره به شعر «ما مثل هم نیستیم» اثر ریچل آرمز-مک‌لافلین که در واکنش به بمباران ایران در ژوئن ۲۰۲۵ سروده شده است، گفت: اهمیت این شعر در آن است که صدای اعتراض از بیرون ساختار قدرت نمی‌آید، بلکه از درون آن شکل می‌گیرد.

وی توضیح داد: شاعر در پایگاهی نظامی به دنیا آمده که بمب‌افکن‌های آمریکایی از آن برخاسته‌اند، اما با تأکید بر تفاوت خود با عاملان بمباران، میان زادگاه و هویت اخلاقی فاصله می‌گذارد.

راهجردی ادامه داد: در این شعر، «بمب» در برابر «واژه» و خشونت نظامی در برابر راهپیمایی و تظاهرات قرار می‌گیرد و می‌توان آن را نمونه‌ای از «مقاومت از درون امپراتوری» دانست؛ مقاومتی که با اعتراف به میراث خشونت و گسست اخلاقی از آن آغاز می‌شود.

وی در عین حال به محدودیت این شعر نیز اشاره کرد و گفت: صدای مستقیم قربانیان ایرانی در این اثر غایب است و همدلی شاعر بیش از آنکه به گفت‌وگویی بینافرهنگی تبدیل شود، در قالب اعتراف وجدانی باقی می‌ماند.

شاعر به‌مثابه شاهد تاریخی

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به شعر «روش‌های کشتار» اثر آدا لمون اشاره کرد و گفت: این شعر نمونه‌ای از حرکت شعر اعتراضی از شعار به سوی گواهی‌دادن است.

وی افزود: در این شعر، راوی حقیقتی دردناک را مانند حشره‌ای می‌گیرد و به تخته سنجاق می‌کند تا در آینده کسی نتواند آن را انکار کند. این تصویر، تناقضی مرکزی را نشان می‌دهد؛ گاهی برای نجات حقیقت از فراموشی، باید آن را در قالبی ثابت و ماندگار ثبت کرد.

راهجردی تصریح کرد: از این منظر، شاعر در مقام شاهد تاریخی ظاهر می‌شود. وظیفه او فقط اعلام موضع سیاسی نیست، بلکه حفظ رد رنج، ثبت زخم جمعی و جلوگیری از حذف قربانیان از حافظه عمومی است.

شعر چگونه به ابزار مقاومت در برابر استبداد و تحریف تبدیل می‌شود؟

شعر مقاومت؛ از واکنش سیاسی تا بازسازی اجتماع

راهجردی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: مقاله «نظریه گواهی‌دهی همبسته» تصویری گسترده از ادبیات مقاومت آمریکا در قرن بیست‌ویکم ارائه می‌کند و نشان می‌دهد که شعر معاصر چگونه از مرز واکنش به یک رویداد سیاسی فراتر رفته است.

وی افزود: در این آثار، شعر به ابزاری برای ثبت تجربه‌های حذف‌شده، ایجاد پادبایگانی، بازسازی همبستگی و دفاع از حقیقت تبدیل می‌شود.

این پژوهشگر نوآوری اصلی مقاله را طرح مفهوم «گواهی‌دهی همبسته» دانست و اظهار کرد: این مفهوم مسیری را توضیح می‌دهد که در آن رنج شخصی به شهادت عمومی و سپس به کنش جمعی تبدیل می‌شود.

راهجردی در پایان گفت: بر پایه این دیدگاه، شعر مقاومت نه صرفاً ادبیاتی سیاسی، بلکه شکلی از بازسازی اجتماع و دفاع از امکان زندگی عادلانه است؛ ادبیاتی که با واژه‌ها در برابر فراموشی، تحریف و بی‌تفاوتی ایستادگی می‌کند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha